خبرگزاری حوزه| فرهنگ بهعنوان زیربنای حیات یک جامعه، مهمترین میدان تصرف ذهنها و قلبهاست. در جهان امروز که مرزهای جغرافیایی جای خود را به مرزهای ایدئولوژیک دادهاند، «تهاجم فرهنگی» به اصلیترین تهدید علیه هویت اسلامی و ملی ما تبدیل شده است.
کار فرهنگی در ساحت نبرد نرم، نیازمند «همت جهادی» است؛ رویکردی که در آن خستگی معنا ندارد و هدف، نه صرفاً ارائه گزارش عملکرد، بلکه ایجاد تحولی عمیق در باورهای جامعه است. اما نکته حائز اهمیت این است که فرهنگ، حوزهای بسیار ظریف و سرنوشتساز است که هر فردی صلاحیت ورود به آن را ندارد.
ورود به عرصه فرهنگ نیازمند بینش عمیق، پایبندی راسخ به ارزشهای دینی و ملی و تسلط بر ابزارهای نوین رسانهای است. بدون کادرسازی صحیح و بهرهگیری از نیروهای متخصص و متعهد، فعالیتهای فرهنگی نهتنها اثربخش نخواهد بود، بلکه میتواند فرصتها را به تهدید بدل کند. حفظ هویت تمدنی ایران اسلامی در گرو درک صحیح این پیچیدگیها و تمرکز بر کار فرهنگیِ هدفمند، جهادی و مبتنی بر مبانی اصیل انقلاب است.
حجت الاسلام والمسلمین عبدالمجید مقامی نایب رئیس مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، ضمن پرداختن به مقوله فرهنگ و بررسی راه های دشمن برای ضربه زدن به این مهم، دیدگاه های امام خمینی(ره) و امام شهید را دراین عرصه مورد واکاوی قرارداده که مشروح این گفت و گو تقدیم حضورتان می گردد:

سؤال: با توجه به اینکه در ایام جنگ تحمیلی سوم قرار داریم و در شرایط جنگ تحمیلی اخیر به سر میبریم، لازم است بیش از پیش یاد امام و رهبر شهیدمان را زنده نگه داریم و مباحث مرتبط با سیره و اندیشه ایشان را دنبال کنیم. از این رو، این پرسش برای ما مطرح شد که با توجه به اهتمام، توجه ویژه و نگاه دقیق حضرت آقا به مقوله فرهنگ، اساساً رویکرد ایشان در مباحث فرهنگی دارای چه شاخصها و مؤلفههایی بود؟
شهادت امام شهیدمان، گرچه داغی بزرگ برای ملت و بلکه برای امت اسلامی بود، اما در این مدت روشن شد که امت اسلامی چه مراسمهایی را برای شهادت ایشان برگزار میکنند. بنابراین، این رخداد حادثهای بزرگ برای امت اسلامی بود. با این حال، شهادت ایشان همانند زندگیشان، دارای خیر و برکت بود و ملت را امروز به یکی از قدرتهای جهانی تبدیل کرده است؛ چنانکه سیاستمداران جهان، از غرب گرفته تا چین و روسیه، به این باور رسیدهاند که ایران دیگر یکی از قدرتهای جهان است و در معادلات سیاسی تأثیرگذار است.
* سنت الهی؛ سقوط در انحراف و پیروزی در استقامت
همچنین به مجلس خبرگان تبریک میگوییم که انتخاب خوبی انجام دادند و حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای را به عنوان امام سوم انقلاب و امت اسلامی انتخاب کردند. با توجه به این نکته، قرآن سنتی دارد که آن سنت را برای تمام امتها و ملتها ساری و جاری میداند و آن این است که سرنوشت هر قومی به دست خود اوست؛ چه در عرصه فرهنگی، چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه نظامی، و هر نوع فعالیتی که داشته باشد، سرنوشتش وابسته به خود اوست.
قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم»؛ سرنوشت اقوام به دست خودشان است. منتها اگر افراد در مسیر درست گام بردارند، در مسیر الهی حرکت کنند، استقامت ورزند و صبر پیشه کنند، خدای متعال حتماً آنان را یاری میکند و آنان را پیروز میگرداند. اما اگر در مسیرهای انحرافی حرکت کنند، سنت خداوند بر سقوط آنان جاری خواهد بود؛ همانگونه که اقوام گذشته برخلاف مسیر الهی گام برداشتند و این امر به سقوط آنان انجامید.
با توجه به اینکه انقلاب اسلامی ما قاعدتاً یک انقلاب فرهنگی است و رهبر این انقلاب و پدیدآورنده آن، مردی بود که ساحت فرهنگیاش نسبت به سایر ساحتهای وجودی او برجستهتر بود، مرحوم امام رضوانالله تعالی علیه حرکت خود را در آغاز با یارانی اندک شروع کرد. یعنی خدای متعال مرحوم امام را برای ملت بزرگی به نام ملت ایران مبعوث کرد، منتها در آغاز، امام(ره) یاران اندکی داشت، لیکن به مرور زمان، کار فرهنگی عظیمی که امام و یارانش انجام دادند، سبب شد که ملت یکپارچه پشت سر امام خود بایستد.
* هویت تمدنی ایران؛ موتور پیشران انقلاب علیه تحقیر تاریخی
علت اینکه ملت ایران پشت سر امام(ره) ایستاد، این بود که ملت ایران از هویتی تمدنی و فرهنگی عظیم برخوردار بوده است. از اواخر دوره قاجار تا سراسر دوران پهلوی، ملت ایران احساس تحقیر میکرد؛ احساس میکرد که از جانب قدرتها، هم سرزمینهای جغرافیاییاش در حال از بین رفتن است و هم فرهنگ و ادب و هنر آن توسط بیگانگان در حال چپاول است.
لذا ملت ایران متوجه این مسئله شد و تلاش کرد که دوباره مجد و عظمت و فرهنگ و تمدن گذشته خود را از مسیری دیگر و در ساختاری دیگر به دست آورد. آن مسیر دیگر چه بود؟ برگزیدن دو مؤلفه بود:
یکی حرکت در چارچوب فقاهت؛
دوم، نترسیدن از مرگ و طلب کردن شهادت.
ملت ایران دریافت که اگر بخواهد آن مجد و عظمت و فرهنگ گذشته خود را احیا کند، باید مسیر ولایت فقیه را دنبال کند و در این راه از مرگ نهراسد و شهادت را طلب کند. با این دو مؤلفه، از مرحوم امام حمایت کرد و انصافاً امام نیز از هیچ چیز نترسید.
* چالش جهانی صهیونیسم؛ ظهور مردی که از مرگ نمیهراسد
چند ماه پیش، یک خاخام یهودی در مصاحبهای گفت: خاورمیانه در دست ما بود؛ هر کسی که میخواست علیه ما قیام کند، او را با دو چیز میترساندیم: یکی با پول و قدرت، و دوم، اگر زیر بار پول و قدرت نمیرفت، او را با تهدید به مرگ میترساندیم. اما در ایران، مردی پدید آمد که نه دلبسته قدرت و ثروت بود و نه از مرگ میترسید. او با هدایت ملت و با پشتیبانی ملت، اکنون به چالشی بزرگ جهانی برای صهیونیسم جهانی تبدیل شده است و ما در برابر حرکتی که این مرد با پشتیبانی ملت انجام میدهد، درماندهایم.
در آغاز، امام این حرکت را با یارانی اندک شروع کردند. انسان هنگامی که یاران اندک امام را با یاران پیامبر اکرم (ص) در جنگ بدر مقایسه میکند، درمییابد که اگر قرار بود شرک در سرتاسر جهان از میان برود، آن سیصد و سیزده نفر شمار اندکی بودند، ولی با این حال، پیامبر اکرم (ص) با توکل به خدای متعال با همان سیصد و سیزده نفر به جنگ کفر و شرک رفتند.
پیامبر (ص) دعا کردند: «خدایا، اگر این سیصد و سیزده نفر در این جنگ از بین بروند، دیگر تو بر روی کره زمین عبادت نخواهی شد.» در این میان روشن میشود که این سیصد و سیزده نفر، تربیتشدگان پیامبر اکرم (ص) هستند که حقیقتاً خداوند را عبادت میکنند؛ اگرچه در همان زمان که پیامبر (ص) این دعا را فرمودند، مسیحیت وجود داشت و بخشی از مردم دنیا مسیحی بودند.
* فرهنگ؛ اصلیترین میدان تصرف ذهنها و قلبها
رهبر شهیدمان در ارتباط با فعالیتهای فرهنگی، دغدغهها و مؤلفههایی داشتند. حقیقتاً دغدغههای رهبری فوقالعاده مهم است و امام شهیدمان بارها در سخنرانیها و دیدارهای مختلف، این دغدغهها را مطرح میکردند.
به عبارت دیگر، رهبر شهید عزیز ما نسبت به مسائل سیاسی دغدغهای نداشتند؛ چراکه میدانستند ایران از نظر قدرت سیاسی به جایگاهی رسیده است که در واقع، قدرتهای جهان در پی ایران هستند و ایران برای التماس کردن به دنبال آنها نمیرود. بنابراین، از نظر سیاسی دغدغهای وجود نداشت.
در خصوص مسائل اقتصادی، اینگونه نبود که دغدغهای نداشته باشند، بلکه به حل شدن آنها امید داشتند. اگر دولتی مانند دولت شهید آیت الله رئیسی بهطور مداوم بر سر کار بود، اقتصاد مقاومتی شکل میگرفت و مشکلات اقتصادی نیز همانند مشکلات سیاسی حل میشد، اما متأسفانه این امر محقق نشد و برای ملت ما نیز روشن شد که دولت شهید رئیسی با آن مؤلفهها و ویژگیهایی که دارد، قادر به حل مشکلات است، نه دیگران.
در هر صورت، آن دغدغه مهمی که رهبر شهید در این زمینه داشتند، دغدغه فرهنگی بود و ایشان بارها این مطلب را متذکر شدند و مؤلفههایی را نیز برای آن بیان کردند. مؤلفههای بسیاری ذکر شده است که باید تمامی سخنرانیهای ایشان بهطور کامل احصا شود تا آن مؤلفهها استخراج گردند.
بنده به مواردی از آنها اشاره میکنم: رهبر شهید فرمودند که بحث فرهنگ، بحث ذهن و قلب انسان است؛ بحث فرهنگ، بحث سازندگی شخصیت انسان است. لذا اگر دشمن توانست ذهن و قلب ملتی را تسخیر کند، در واقع خودِ آن ملت را تسخیر کرده است؛ حتی فراتر از آن، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جغرافیای سرزمینِ آن ملت را نیز مدیریت میکند؛ همانگونه که در دوره محمدرضا شاه، رضاخان و اواخر دوره قاجار، متأسفانه وضعیت به همین قرار بود و حتی جغرافیای ما را نیز مدیریت میکردند که چه قسمتی باقی بماند و چه قسمتی از دست برود.
* مرز میان «تبادل فرهنگی» و «تهاجم فرهنگی» در نگاه امام شهید
بنابراین، نخستین مؤلفهای که رهبر شهیدمان در بحث فرهنگ بر آن اصرار دارشتند تا کار فرهنگی صورت گیرد، این است که فرهنگ با فکر، دل و ذهن انسانها سروکار دارد. لذا ما باید با قلب و ذهن انسانها کار کنیم و آنان را به سمتوسوی سازندگی هدایت کنیم؛ کاری کنیم که مردم خودشان پیگیر ساختن، پرداختن، تقویت ایمان و یافتن راه درستِ زندگی سالم باشند.
در اینجا نکتهای وجود دارد؛ در این میان، برخی روشنفکرانِ بیمار مطلبی را مطرح کردند. در همان زمانی که امام شهید، مباحث فرهنگی را مطرح میکردند و از «شبیخون فرهنگی» و «تهاجم فرهنگی» توسط دشمن علیه ملت سخن میگفتند و تأکید داشتند که «مجموعههای فرهنگی بر روی فرهنگ مردم کار کنید»، برخی از بهاصطلاح روشنفکرانِ بیمار آمدند و گفتند: «چرا شما تبادل فرهنگی را منع میکنید؟»
آنان دانسته یا ندانسته، میان «تهاجم فرهنگی» و «تبادل فرهنگی» خلط کردند. تبادل فرهنگی از نظر رهبری امری بسیار درست است؛ تبادل فرهنگی به تعبیر امام شهیدمان باعث تکامل میشود و کار فرهنگیِ خودِ ما را تکمیل میکند. اختیارِ تبادل فرهنگی در دست ماست که چه مؤلفههایی را از فرهنگ دیگران بپذیریم و چه مؤلفههایی را نپذیریم؛ در حالی که تهاجم فرهنگی، کار دشمن است. دشمن میخواهد اصل فرهنگ، هنر، دین، آیین و ارزشهای ما را نابود کند.
بنابراین این روشنفکران بیمارگونه، میان تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی بهطور کامل خلط کرده بودند.
* دشمن چگونه حساسیتهای فرهنگی را میکشد؟
آنچه رهبر شهید بر اساس مؤلفهای که عرض کردم بر آن بسیار اصرار داشتند، جلوگیری از تهاجم فرهنگی بود و ایشان بهطور مکرر از امپراتوری رسانهای غرب و تمدن جاهلیتگونه آن برای ما سخن میگفتند و نسبت به آن هشدار میدادند.
ملت ما سخن رهبر شهیدمان را فهمید و سخن امام نخست انقلاب را نیز درک کرد و دریافت که اگر بخواهد دوباره به هویت اصلی خود بازگردد، باید در چارچوبهای فرهنگی خودی حرکت کند و فرهنگ بومی و اصیل خود را تقویت نماید.
اتفاقاً دشمن نیز خود متوجه این مسئله شد که ایرانیان بر فرهنگ خودی تأکید دارند. فرهنگ خودی ما چه بود؟ فرهنگ اسلامی ملی ما شامل دینمداری، اخلاق اسلامی، توکل به خدا، استقلال، آزادی، عدالتخواهی و امثال اینها است. دشمن دقیقاً از طریق امپراتوری رسانهای خود، همین مؤلفهها را هدف قرار داد و شروع به بمباران فرهنگی آنها کرد تا ما را از دین، اخلاق، استقلال، آزادی و دیگر ارزشها جدا کند.
در این مسیر، اقداماتی نیز انجام داد؛ از کارهای کوچک و ظریف گرفته تا اقدامات گسترده و آشکار. در واقع، با یک خطمشی مشخص وارد متن جامعه شد و توانست بر بخشی از نسل جوان ما و حتی برخی از افراد غیرجوان، چه زنان و چه مردان، تأثیر بگذارد.
* نمونه ای از نفوذ آرام دشمن در فرهنگ ایرانی
به عنوان مثال، به یک مورد اشاره میکنم: تغییر الگوها. آنان الگوهای ما را به سمت افرادی سوق دادند که ممکن است چندان پایبند به ارزشها نباشند. از جمله اقداماتی که صورت گرفت، شکلگیری کافههای شبانه بود که متأسفانه سبک زندگی غربی را ترویج میکنند و در شهرهای مختلف کشور ما روزبهروز در حال گسترش هستند. در این کافهها میبینید همان روشهایی که در جوامع غربی رایج است، از جمله اختلاط دختر و پسر، به تدریج رواج پیدا میکند. هنگامی که چنین اختلاطی میان زن و مرد و دختر و پسر شکل بگیرد، بهطور طبیعی و خواهناخواه آن ارزشها کمرنگ میشود.
یکی از افرادی که در حوزه شبکههای ماهوارهای فعالیت میکرد، حدود بیست سال پیش میگفت که میداند چگونه باید ایرانیان را تغییر داد. او میگفت ایرانیان را باید به روش «قورباغهپز» تغییر داد. اگر قورباغه را ناگهان در آب جوش بیندازید، فوراً بیرون میپرد؛ اما اگر آن را در آب سرد قرار دهید و به تدریج آب را گرم کنید، قورباغه خود را با آن شرایط سازگار میکند. در حالی که دما به تدریج بالا میرود و آب به جوش میرسد، قورباغه همچنان خود را با شرایط تطبیق میدهد، هرچند در حال از بین رفتن است، اما دیگر از آب بیرون نمیپرد و در همان وضعیت باقی میماند.
او میگفت ما نیز وضعیتی را برای جوانان ایجاد میکنیم که بهتدریج و در طی یک فرآیند، ملت را چه مردان و چه زنان به این بیبندوباریها عادت دهیم و حساسیتزدایی ایجاد کنیم.
* همت جهادی و صلاحیت اخلاقی؛ شروط ورود به عرصه فرهنگ
بنابراین دشمن در پی آن است که با تهاجم فرهنگی خود، ارزشهایی را که ما داریم از بین ببرد. این یک سوی ماجراست. سوی دیگر ماجرا این است که دشمن تلاش کرد مجموعههای فرهنگی ما را توسط برخی مزدوران ناشناخته در داخل کشور منزوی کند و در عرصه جهانی نیز آنها را منزوی سازد؛ به گونهای که برای جهان چنین القا شود که گرچه مردم ایران انقلابی هستند، اما اقدامات و ارزشهای آنان چندان اهمیتی ندارد.
الحمدلله، در پی تحرکات اخیر دشمن و تهاجماتی که در دوره اخیر علیه ملت ایران انجام داد، مردم بار دیگر متوجه شدند که باید همان مسیری را که در دوران امام در پیش گرفته بودند، ادامه دهند.
این یک مؤلفه بود. بنابراین مؤلفه نخست این شد که از آنجا که فرهنگ، فعالیت در عرصه دل و ذهن انسان است، ما باید تلاش کنیم دل و ذهن انسانها را با ارزشهای فکری و دینی خود پر کنیم تا دشمن نتواند بر ذهنها و دلهای مردم ما اثر بگذارد و در آنها نفوذ کند.
* هر کسی نمی تواند کار فرهنگی انجام دهد
مؤلفه دوم که ایشان بیان فرمودند این است که «هر کسی نمیتواند کار فرهنگی انجام دهد؛ بلکه کسی باید وارد عرصه فعالیتهای فرهنگی شود که دل در گرو دین و ملت داشته باشد.» بنابراین کسانی که نه دین را قبول دارند و نه به ملتها اعتقادی دارند، حتی میتوان گفت وطنپرست نیز نیستند و چه بسا زمینه وطنفروشی در آنان وجود داشته باشد. ما نباید اجازه دهیم چنین افرادی در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت کنند. اگر چنین افرادی اجازه فعالیت پیدا کنند، با استفاده از ابزارهای هنری خود، مؤلفهها و ارزشهای ما را از بین خواهند برد.
سومین مؤلفهای که رهبر شهید بیان کردند این است که «کار فرهنگی نیازمند همت جهادی است.» در این همت جهادی و کار جهادی فرهنگی، شرط لازم پایبندی به اصول و ارزشها است. اگر کسی بخواهد کار فرهنگی انجام دهد اما در هیچ زمینهای به اصول و ارزشها پایبند نباشد، آن کار، هرچند ظاهری فرهنگی داشته باشد، ارزشی نخواهد داشت.
به عنوان مثال، ممکن است فردی فیلمی بسازد که در ظاهر اثری فرهنگی است و قصد دارد ارزشی را در جامعه ترویج کند؛ اما مشاهده کند که اگر مقدار اندکی از مسائل جنسی را بهصورت نرم و محدود در آن وارد کند، استقبال و خریداران بیشتری خواهد داشت. ممکن است چنین کاری انجام دهد، اما کارآفرینی چنین فردی ارزشی نخواهد داشت؛ زیرا آن عنصری که در این اثر وارد میکند، در واقع ارزش فرهنگی اصلی آن را خنثی کرده و از بین میبرد.
بنابراین مؤلفه سوم این است که کسانی که میخواهند کار فرهنگی انجام دهند، اولاً باید روحیه جهادی داشته باشند و ثانیاً به اصول و ارزشهای اسلامی و ملی خود پایبند باشند.
* حماسه حضور؛ خلق الگوی تمدنی نوین در میدانهای سخت
نمونهای از کار فرهنگی را در عصر حاضر خود بیان میکنم. حقیقتاً پس از جنگ رمضان و جنگی که اکنون بیش از 80 روز از آن میگذرد، ملت ایران یک کار فرهنگی خارقالعاده پدید آوردند که در طول تاریخ بشریت نمونهای برای آن نمیتوان یافت.
اگر اقوام مختلف را در قرآن مطالعه کنید و یا سرگذشت ملتها را در تاریخهای غیرقرآنی بررسی نمایید، مشاهده خواهید کرد که هیچکدام نتوانستهاند چنین اثر فرهنگی ایجاد کنند؛ و آن، اتحاد ملت است، همراه با حضور کامل مردان و زنان در خیابانها در شبها. آنان با وجود مشکلات اقتصادی، خستگی را به خود راه نمیدهند. نه اینکه از مشکلات اقتصادی آگاه نباشند، بلکه ملت ایران دریافته است که عزت و استقلال ارزشمندتر از رفاه صرف است.
ملت ایران به این حقیقت پی برده است و حاضر است حتی در شرایط سخت معیشتی زندگی کند، اما عزت خود را از دست ندهد؛ برخلاف برخی کشورهای اطراف و کشورهای حاشیه خلیج فارس که تنها به رفاه مادی میاندیشند و توجهی به عزت خود ندارند. آنان حاضرند در موقعیتی وابسته قرار بگیرند، به شرط آنکه رفاه مادی داشته باشند؛ اما ملت ایران چنین چیزی را نمیپذیرد.
ملت ایران دارای هویت تمدنی است و ملتی که دارای هویت تمدنی باشد، هرگز زیر بار چنین شرایطی نمیرود.
* کادرسازی برای حکمرانی صالح؛ هدف غایی انقلاب اسلامی
بنابراین در این برهه زمانی که دشمن، آن هم ابرقدرتی مانند آمریکا، به ما حمله کرد، ملت ایران یک کار فرهنگی عظیم خلق کرد؛ کاری که در تاریخ گذشته ملتها و حتی در تاریخ خود ملت ایران نیز سابقه و نمونهای برای آن وجود نداشته است.
در چنین چارچوبی است که هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ و هنر باید فعالیت کنند. این همان کار جهادی مطلوب است که همراه با رعایت ارزشهای ملی و ارزشهای اسلامی انجام میشود.
دغدغه کادرسازی برای نظام
چهارمین مورد از مؤلفههایی که رهبر شهید بیان میکنند این است که دغدغه ایشان در کار فرهنگی آن است که از طریق فعالیت فرهنگی باید برای نظام کادرسازی شود تا هرچه زمان پیش میرود، حکمرانان سالم وارد عرصه حکمرانی شوند.
علت این امر آن است که هرچه ما به جلو حرکت میکنیم، در برابر ما دشمن قرار دارد؛ همان چیزی که مرحوم امام از آن با عنوان «شیطان بزرگ» یاد میکردند. این دشمن به حرکت ما توجه میکند و تلاش میکند مقابله خود را پیچیدهتر سازد. یکی از این روشها نفوذ در دلهاست؛ بهویژه نفوذ در دل حکمرانان.
دشمن حتی اگر لازم باشد با چندین واسطه در دل یک حکمران نفوذ میکند تا او را از مسیر درست انقلاب اسلامی منحرف سازد. نمونههایی از این موارد را نیز مشاهده کردهاید؛ برخی از این افراد حتی به سوی محاکمه و مجازات نیز کشیده شدند، زیرا دشمن بهگونهای در آنان نفوذ کرده بود که خیانتشان برای محاکم ما آشکار شد و به مجازات رسیدند.
تمام جریانهای انحرافی توسط امام شهید کنترل شد و انقلاب هرگز از مسیر اصلی خود منحرف نشد.
در اینجا رهبر شهید میفرمایند: «یکی از مؤلفههای کار فرهنگی، تربیت نیروها برای حکمرانی و فعالیت تشکیلاتی است تا روند رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی تسریع شود.»
مهمترین اهداف انقلاب اسلامی چیست؟ انسانسازی و تربیت انسانهای صالح.
انسانهای صالح کسانی هستند که تلاش میکنند، افزون بر آنکه ملت خود را به مسیر و سرنوشت درست هدایت کنند، سایر ملتها را نیز در مسیر صحیح و درست قرار دهند. از این رو اهداف اصلی ملت ایران که سیاست، مسائل نظامی و اقتصادی مقدمه آن محسوب میشوند در نهایت به کار فرهنگی بازمیگردد؛ یعنی ساختن انسانهای صالح.
انسانهای صالح به دنبال شکلگیری تمدن نوین هستند و تمدن نوین اسلامی مقدمهای برای ظهور منجی واقعی عالم بشریت خواهد بود.
سؤال: پرسش بعدی این است که با توجه به اهمیتی که امام شهید برای فرهنگ قائل بودند و میفرمودند «فرهنگ برای جامعه همانند اکسیژن است»، یعنی همانگونه که اکسیژن برای تنفس انسان ضروری است، فرهنگ نیز برای جامعه همان اهمیت را دارد. بر این اساس، در بحث حکمرانی فرهنگی، حوزویان، اساتید، نخبگان و فضلای حوزه چه وظیفهای در تحقق حکمرانی فرهنگی دارند؟
همانگونه که اشاره کردید، تشبیه مقام معظم رهبری درباره فرهنگ بسیار جامع و دقیق است. اینکه فرمودند فرهنگ برای ملت همانند اکسیژن است، تشبیهی کاملاً درست و بجاست. همانگونه که در پاسخ به سؤال نخست عرض شد، فرهنگ محل تصرف ذهنها و قلبهاست. اگر ذهن و قلب رشد پیدا کند، در واقع کل پیکره جامعه در مسیر رشد قرار میگیرد.
اگر ذهن و قلب از کار بیفتد، بهطور طبیعی سایر اجزای جامعه نیز از کار خواهند افتاد. از همین رو است که حوزههای علمیه در این عرصه و در این زمان، حقیقتاً در تلاش برای انجام وظایف خود هستند؛ وظایفی که عبارت است از ترویج ارزشهای دینی، و در این مسیر نیز در حال انجام رسالت خود هستند.
* حوزههای علمیه؛ طلایهداران استکبارستیزی در تراز جهانی
در اینجا مناسب است جملهای از مرحوم امام(ره) نقل کنم. ایشان میفرمایند: «استکبارستیزی و حمایت از مظلومان جهان بر عهده علمای اسلام است.» این عبارت در صحیفه امام آمده است. امام شهید ما همچنین میفرمایند: «نقش علما و حوزهها در فعالیتهای فرهنگی و تحولات جهانی بسیار برجسته است و از آنان میخواهم که از ظرفیت جمهوری اسلامی استفاده کنند و کارهای بزرگ فرهنگی انجام دهند.»
رسالت حوزهها در این زمان بسیار گسترده شده است؛ بهگونهای که این رسالت تقریباً ابعاد جهانی پیدا کرده است. یعنی این مسئولیت از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و لازم است با کار فرهنگی در سطح جهان دنبال شود که بحمدالله حوزهها تا حد توان در حال انجام آن هستند.
فیلم مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین عبدالمجید مقامی
انتهای پیام










نظر شما